تبليغاتX
خشونت، راک و رول

خشونت، راک و رول

فلسفۀ زندگی + موسیقی متال و راک

به درود ای گذرای زمان. به بیدهای رقصان درود من را برسان. ولی خود چون باد باش که از لابلای برگ ها گذر می کند. تو رود باش که به دریا می ریزد. و بریز. مباد که تو بمانی و فراموش کنی. از دوستی ما به دور است این. به خانه بیا. تا در آغوش مادر باشی. مهر او را به برگ های فرو ریزان بید نفروش. همچون باد دوست بدار و بگذر.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 2:37  توسط گابریل  | 

به اکنون بیاساییم. به تقدس لحظه. که مانند روی ریسمان راه رفتن است. و چه زیبا لحظه ای است اکنون که دستان ما قلمرو حضور آن یگانه شده است. و ما را در خود غرقه می سازد. درود بر تو ای دوست لحظه ی مقدس. که در راه آمده ای و به آن یگانه آری می گویی. پس بیا با هم بخوانیم کلام مقدس او را تا به ندای عشقش پاسخ بدهیم. اکنون را اکنون...
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 4:17  توسط گابریل  |