به درود ای گذرای زمان. به بیدهای رقصان درود من را برسان. ولی خود چون باد باش که از لابلای برگ ها گذر می کند. تو رود باش که به دریا می ریزد. و بریز. مباد که تو بمانی و فراموش کنی. از دوستی ما به دور است این. به خانه بیا. تا در آغوش مادر باشی. مهر او را به برگ های فرو ریزان بید نفروش. همچون باد دوست بدار و بگذر.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 2:37  توسط گابریل
|
